تبلیغات
گفتمان - مطالب فرهنگی
گفتمان
راه است و چاه ؛ دیده ی بینای آدمی
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


دشمن ما یعنی اون دستگاه مقتدر مادی که تا قبل از انقلاب ، بر اقتصاد این کشور و سیاست این کشور و فرهنگ این کشور و منابع این کشور و تصمیمات مسئولان این کشور مسلط بوده از این وضع ناراحته ، می خواهد اینرا عوض کند . چکار کند ؟ برای او تنها راه اینست که ملت ایران و مسئولان ایران به یک محاسبه ای برسند ؛ در نهایت ، که ادامه این راه ، احساس کنندبه صرفشان نیست . می خواهد این محاسبه را بر ذهن شما تحمیل کند . می خواهد من و شما به این نتیجه برسیم که صلاح نیست در مقابل آمریکا ، در مقابل این دستگاه های سیاسی تابع کارتل های گوناگون اقتصادی ؛ در مقابل اینها ، انسان خیلی هم بایستد ، خیلی هم مقاومت کند ، از بعضی از حرفها باید دست کشید ، کما آنکه گفتند دیگر ، در یک برهه ای کسانی گفتند : آقا ول کنید قضیه ی اسرائیل را ، ول کنید قضیه فلسطین را ، ول کنید قضیه عدالت در سطح جهانی را ، حمایت از ملت های عدالت خواه را ، رها کنید این حرفها را ، چه کار دارید، به خودتان بچسبید . این همان تغییر محاسبات است ؛ دشمن اینرا می خواهد . با گفتمان آمده ایم که از محاسبات درستمان حفاظت کنیم و از تغییر نادرست محاسباتمان جلوگیری کنیم.

مدیر وبلاگ : مرتضی

نامه‌ای از علامه حسن‌زاده آملی به فرزندشان

                                                                                               درادامه مطلب

عیادت رهبر انقلاب از آیت‌الله حسن‌زاده آملی



ادامه مطلب


نوع مطلب : فرهنگی، 
برچسب ها : علامه حسن زاده آملی، نامه، جوانی، نطفه‌، نامه علامه حسن زاده آملی به فرزندشان،
لینک های مرتبط :
       مقام معظم رهبری ، دیدار با ریس جمهور محبوب

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم‌
خیلى جلسه‌ى خوبى بود این جلسه‌ى امروز؛ دوستان و مسئولان محترم، بخشى از تلاشهاى خودشان را با زبان آمار و ارقام و شیوه‌هاى كارى بیان كردند. خب، این جلسه‌ى ماه رمضان كه ما هر سال با مسئولان دولتى و اعضاى هیئت وزیران و رئیس جمهور محترم و معاونینشان داریم، معمول ما در این جلسه، گزارش گرفتن نیست؛ یك نصیحتى، جمله‌اى از نهج‌البلاغه را ما معمولاً در این جلسه براى دوستان ذكر میكردیم و متبرك میشدیم به كلام امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام).
 امسال و امروز من اصرار داشتم - خودم  به آقاى رئیس جمهور پیشنهاد كردم - كه دوستان صحبت كنند و گزارش دهند؛ چون روزهاى آخر این دولت و ایام مناسبى است براى اینكه از مجموعه‌ى كارهائى كه در این دولت شده - البته به‌عنوان یك نمائى، یك نمونه‌اى - گزارشى ارائه شود. و ما دوست داریم كه این اظهاراتى كه امروز اینجا شد، به سمع مردم عزیزمان هم برسد؛ هم خواص و  كسانى كه اهل فنّند و آشنا هستند، مطلع شوند - چون بسیارى از این مطالبى كه گفته میشود، دوستان اینها را نمیدانند؛ مى‌بینیم گاهى اوقات اطلاعات كافى و وافى ندارند - هم عموم مردم مطلع شوند و بدانند؛ اگرچه برخى از كارها جلوى چشم است. البته مخالفین و كسانى كه بى‌اطلاعند - بعضى از دستگاه‌هاى رسانه‌اىِ خارجىِ مغرض، و گاهى بعضى در داخل - برخى از چیزهائى را كه جلوى چشم هم هست، انكار میكنند. یعنى كارى انجام گرفته، جلوى چشم است، همه مى‌بینند، منعكس شده، این را دوست دارند انكار كنند. كارى به این نداریم كه حالا بعضى‌ها ممكن است نگاه خوشبینانه‌اى یا دوستانه‌اى یا منصفانه‌اى نداشته باشند؛ بالاخره در فضاى عمومى كشور باید اینها گفته شود و ثبت شود؛ اینها بسیار مهم است.
 آنچه كه من امروز باید به دوستان عرض كنم، در درجه‌ى اول خداقوّتى است؛ ان‌شاءالله كه خسته نباشید. هشت سال كار كردید، تلاش كردید، كارهاى خوبى انجام گرفت، تحمل زحمات كار شبانه‌روزى را شماها نشان دادید؛ یعنى دیده شد، احساس شد، همه فهمیدند كه رئیس جمهور محترم و همكارانشان در دولت حجم كارشان بسیار بالا و پرشتاب نسبت به همه‌ى دوره‌هاى دیگر بود و هست؛ این نقطه‌ى برجسته‌اى است كه نباید این را نادیده گرفت. همه‌ى كسانى كه میخواهند درباره‌ى دولتها، درباره‌ى كابینه‌ها، درباره‌ى رؤساى جمهور قضاوت كنند - چه پیش خودشان، چه در منظر عموم - و نظرى بدهند، خوب است به این نكته هم توجه كنند: حجم كار بالا و تلاش خستگى‌ناپذیر و اعراض از آسایشها و آسودگى‌ها و امتیازاتى كه معمولاً مسئولان كشورها در دنیا دارند؛ استراحت میكنند، تفریح میروند، امتیاز میگیرند؛ اینها را نخواستن، ندیدن، طلب نكردن، امتیاز بزرگى است كه این دولت بحمدالله از این امتیاز برخوردار بود.
 یك نكته‌ى دیگر هم كه در مورد این دولت در طول این هشت سال مورد نظرم بود و بارها هم به آن اشاره كردم، این است كه این دولت بحمدالله توانست شعارهاى انقلاب را سر دست بگیرد و به آنها افتخار كند و آنها را در جامعه مطرح كند. یكى از كارهاى مهمى كه جبهه‌ى ضدانقلاب - چه انقلاب ما، و چه انقلابهاى دیگر - در طول تاریخ و در عرض دنیا داشتند و میكردند، این بوده است كه سعى كنند ارزشهاى انقلاب را كمرنگ كنند. به اینجا هم محدود نمیشود؛ اول ارزشها را كمرنگ میكنند، بتدریج آنها را محو میكنند؛ اگر میدان پیدا كنند، آنها را تبدیل به ضدارزش میكنند؛ این كارى است كه در دنیا معمول است؛ این را ما در تاریخ انقلابهاى دنیا مشاهده میكنیم؛ و در انقلابهائى هم كه زمان خود ما - در طول این عمر طولانى‌اى كه ما كردیم - دیدیم و خبر شدیم، این را مشاهده كردیم. جبهه‌ى مقابل انقلاب و ضدانقلاب، شعارهاى انقلاب را هرگز فراموش نخواهد كرد؛ یعنى میداند كه در این رویاروئى، در این هماوردى، آن چیزى كه توانست جبهه‌ى انقلاب را پیروز كند و جبهه‌ى ضدانقلاب را به هزیمت وادار كند، در درجه‌ى اول این شعارها بود؛ كه هرچه شعارها پرمغز و جذاب و واقعى و براى مردم مفهوم و ملموس بود، كمك آن به پیشرفت انقلاب بیشتر شد. سعى میكنند این شعارها را بتدریج محو كنند، كمرنگ كنند.
 در مورد كشور و انقلاب ما هم این كار را دشمن شروع كرد؛ البته موفق نشدند؛ خدا را شكر میكنیم. دشمن نتوانست شعارهاى انقلاب را كمرنگ و سپس محو كند. به نظر من یك بخش عمده‌اى از این هم مربوط میشود به هوشیارى امام بزرگوارمان. آنچه كه امام بزرگوار از اظهارات خود، از گفته‌هاى خود، از نوشته‌هاى خود در میان ما باقى گذاشت، بیّنات است، محكمات است؛ متشابهات نیست كه كسى آنها را نفهمد. آخرین سخن امام هم وصیتنامه‌ى امام است. من همیشه به مسئولین و كسانى كه در دولتهاى گوناگون یك كار مهمى دستشان بوده است، توصیه میكردم كه به وصیتنامه‌ى امام مراجعه كنند. وصیتنامه‌ى امام، لبّ ارزشهاى مورد نظر امام است؛ اینها را امام باقى گذاشته، زنده گذاشته است. لذاست كه این ارزشها قابل تحریف نیست، قابل تغییر نیست. بله، ندیده گرفتن اینها امرى است كه میسر است براى كسانى كه بخواهند ندیده بگیرند.
 این دولت این شعارها را مطرح كرد، برجسته كرد، سر دست گرفت، به آنها افتخار كرد؛ در مجامع جهانى، احساس شرم از انگیزه‌هاى انقلابى و از اهداف انقلابى و از شیوه‌هاى انقلابى نكرد؛ این خیلى كار بزرگى بود.
 آنچه كه براى خدا كردید، خداى متعال آنها را در نامه‌ى عمل شما ثبت كرده و كرام‌الكاتبین آنها را نگه داشته‌اند و بلاشك به درد شما خواهد خورد. آنچه را كه شما عمل كردید، چه حالا بنده و امثال بنده ببینیم، بدانیم و تشكر كنیم، چه نبینیم، ندانیم و تشكر نكنیم، «انّ الله شاكر علیم»؛(۱) خدا، هم میداند - علیم است - هم سپاسگزار است. امیدواریم ان‌شاءالله خداى متعال به شماها توفیق دهد.
 كارى كه باید بر آن همت بگمارید، این است كه رشته‌ى خدمت را رها نكنید. همه‌ى تلاشها منحصر نیست در فلان وزارتخانه یا فلان مسئولیت در دولت؛ نه، صحنه‌ى كشور صحنه‌ى تلاش است، صحنه‌ى كار است، صحنه‌ى فعالیت است؛ و این كار، دو جور میتواند انجام بگیرد: متوجه اهداف انقلابى، و غیرمتوجه به اهداف انقلابى. شما چه در دولت آینده و در دولتهاى آینده حضور داشته باشید، چه نداشته باشید، كارى كه انجام میدهید و مسئولیتى كه برعهده میگیرید - كه طبعاً امثال شماها، مدیران شایسته و كارآمد، در هر بخشى از بخشها خالى از مسئولیت نمیمانند - سعى كنید آن را با توجه به اهداف انقلاب و با رویكرد هدفهاى انقلاب ان‌شاءالله انجام دهید. خداى متعال شماها را مأجور خواهد داشت، ما هم در حد خودمان و به قدر خودمان تشكر میكنیم.
 من طبق معمول همیشه‌مان - دیگر حالا مجال هم نیست، وقت هم نیست - یك جمله از نهج‌البلاغه براى شما بخوانم: «و اعلم انّ امامك طریقا ذا مسافة بعیدة و مشقّة شدیدة».(۲) این جزو وصایاى امیرالمؤمنین به امام حسن مجتبى (علیه‌السّلام) است. در واقع باید گفت وصیت، صمیمانه‌ترین حرفى است كه هر كسى میزند؛ چون وقتى است كه دیگر انسان در عالم ماده حضور ندارد و اغراض مادى قاعدتاً یا نیستند یا بالاخره ضعیفند؛ لذا در وصیتنامه صمیمى‌ترین حرفها گفته میشود؛ آن هم وقتى كه مخاطب وصیت، عزیزترین افراد نسبت به انسان است؛ فرزند انسان، آن هم فرزندى مثل امام حسن، فرزند بزرگ امیرالمؤمنین - كه بلاشك احبّ افراد در دل آن بزرگوار و چشم آن بزرگوار است - مخاطب این وصیت است. البته امیرالمؤمنین فرموده‌اند كه این وصیت مخصوص شما نیست، مال همه است؛ لیكن مخاطب اصلى، امام حسن است. بنابراین، این لبّ لباب كلمات و معارف و ذهنیات امیرالمؤمنین است. البته بیانات امیرالمؤمنین، هر كلمه‌اش، هر جمله‌اش حكمت است؛ مخصوص این وصیتنامه نیست. اعماق و ژرفاى كلمات امیرالمؤمنین را واقعاً ماها نمیفهمیم؛ امثال ماها قادر نیستیم به آن ژرفا برسیم؛ یك چیزى را استفاده میكنیم. كسانى را ما دیدیم كه هرچه حكمتشان برتر، اندیشه‌شان والاتر و عمق فكرى‌شان بیشتر بود، بیشتر توانستند نكاتى را از این كلمات دریابند. نهج‌البلاغه یك چنین چیزى است. حالا این در نهج‌البلاغه، وصیت امیرالمؤمنین است.
 میفرماید: بدان كه پیش روى تو راهى وجود دارد كه مسافت خیلى طولانى و مشقت شدیدى در آن هست. این راهى كه پیش روى شما است - راه رسیدن به جزاى عمل و رسیدن به قیامت - راه طولانى‌اى است. «و انّه لا غنى لك فیه عن حسن الارتیاد»؛(۳) در یك چنین راهى، تو باید با منتهاى طلب حركت كنى - «ارتیاد» یعنى خواست، طلب، تلاش همراه با اراده و نیت - چاره‌اى ندارى جز اینكه كار را جدى دنبال كنى. یعنى این راهى نیست كه انسان بتواند آن را سرسرى بگیرد. بله، غفلت داریم، كار را سرسرى میگیریم؛ اما این سرسرى گرفتن كار، از روى غفلت است. بدانیم كه حقیقت قضیه چیست، و كجا داریم میرویم، و سرنوشت ابدى ما در كجا تحقق پیدا میكند و عینى میشود؛ این را اگر توجه كنیم، جدى خواهیم گرفت. لذا شما در دعاى شریف كمیل - كه باز از امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام) است - ملاحظه میكنید: «و هب لى الجدّ فى خشیتك»؛(۴) دعا میكند، از خداى متعال میخواهد كه خشیت ما در مقابل پروردگار، یك خشیت جدى باشد؛ از ظاهر قلب و همین احساسات زودگذر و ناشى از عوارض زندگى نباشد؛ به معناى واقعى كلمه، انسان در مقابل پروردگار احساس خشیت كند.
 «قدّر بلاغك من الزّاد مع خفّة الظّهر».(۵) حالا شما ناچارید از این راه سخت و طولانى كه راه قیامت است، عبور كنید؛ شما به سمت قیامت از وسط دنیا دارید میگذرید، ناچارید از این گذرگاه ماده عبور كنید با همه‌ى لوازم این ماده، با همه‌ى خصوصیاتى كه انسان در این محیط مادى و در فضاى مادى به طور طبیعى دارد؛ بنابراین كارى كه باید بكنید براى اینكه آن نهایت براى شما آسان شود و مطلوب باشد، این است: «قدّر بلاغك من الزّاد»؛ آن مقدارى از توشه را كه تو را به منزل برساند، تقدیر كن - یعنى اندازه‌گیرى كن - بدان چقدر كار لازم دارى براى اینكه بروى. این بخش اول است.
 بخش دوم: «مع خفّة الظّهر»؛ بار دوش خودت را هم سبك كن. این دو تا هدایت و راهنمائى است كه امیرالمؤمنین میكند. اولاً بدان چه لازم دارى براى عبور از این راه. در پاسخ اینكه ما چه لازم داریم، خودشان بیان كردند: اجتناب از محرّمات و انجام واجبات. یعنى آن اندازه‌ى لازم، و به قول پزشكان، آن دوز لازم از ذخیره‌اى كه شما لازم دارید براى اینكه بتوانید این راه را طى كنید، همین واجبات است؛ این واجبات را كه انجام دهید، آن مقدار لازم از ذخیره را دارید. هرچه بیشتر كردید و بر این واجبات افزودید، امكانات بیشترى خواهید داشت، استفاده‌ى بیشتر و بهره‌ى بیشترى خواهید برد. لیكن مقدار فرائضى كه بر ما واجب است، آن حداقل نیازى است كه ما براى عبور در این راه داریم. محرّمات هم همین جور است. یعنى اجتناب از محرّمات، حداقلِ آن پرهیز از آسیبهائى است كه در این راه ممكن است براى ما پیش بیاید. بنابراین اگر از محرّمات اجتناب كردیم و واجبات را انجام دادیم، این همان پرواز مورد نظر را براى من و شما ممكن و فراهم میكند؛ چیز بیشترى لازم نیست. بعضى‌ها دنبال برخى از خصوصیاتند؛ كسى را پیدا كنند، از او ذكرى بگیرند، از او ریاضتى فرا بگیرند. اینها لازم نیست؛ ریاضت شرعى، مشخص است. اگر همین نمازها را بخوانیم، درست بخوانیم، بوقت بخوانیم، اركانش را درست به‌جا بیاوریم، با توجه بخوانیم، یا روزه را درست بگیریم - همین واجبات و فرائضى كه در اختیار ما است - همینها انسان را پرواز میدهد.
 و من به شما عرض بكنم؛ ما اگر چنانچه همین مقدار را انجام دهیم، خود این زمینه‌اى خواهد شد براى جذب انوار الهى به میزان زیاد. یعنى این حداقلى كه براى ما لازم است، هنرش فقط این نیست كه ما را قادر خواهد كرد بر این كه این راه را طى كنیم؛ بلكه هنر دیگرش این است كه زمینه‌ى ما را براى جذب بیشتر نور الهى و تفضل الهى فراهم خواهد كرد. وقتى انسان نماز فریضه را خوب بخواند، به طور طبیعى میل به نوافل پیدا خواهد كرد. وقتى انسان از دروغ، از غیبت، از قول به غیر علم، از تهمت، از افساد، از مال مردم خورى، از خیانت در امانت پرهیز كند، خود این، دل انسان را آماده‌ى تلقى هدایت الهى و معرفت الهى خواهد كرد؛ ما را پیش خواهد برد. این توصیه‌ى اول.
 توصیه‌ى دوم هم اینكه فرمودند: «مع خفّة الظّهر»؛ بار دوش خودت را سبك كن. ماها كه بارهاى سنگینى را بر دوش گرفتیم، امیدواریم ان‌شاءالله خداى متعال توفیق دهد كه بتوانیم این بارها را حمل كنیم. اگر شماها ان‌شاءالله بتوانید این بارها را حمل كنید و بسلامت به منزل برسانید، اجر فراوانى هم خواهد داشت. یعنى این مسئولیتهاى سنگین همچنان كه دغدغه‌ى فراوانى براى خود انسان ایجاد میكند، اما از آن طرف هم اگر خوب انجام بگیرد، فضیلت بسیارى خواهد داشت.
 امیدواریم ان‌شاءالله خداى متعال همه‌ى شماها را موفق و مؤید بدارد و همیشه در خدمت اسلام و در خدمت انقلاب قرار داشته باشید.
    والسّلام علیكم و رحمةالله و بركاته‌




نوع مطلب : انتخابات ریاست جمهوری، مناسبت ها، خبر، فرهنگی، 
برچسب ها : دولت خدمت گذار، منتقدین دولت، شعار های انقلاب، وصیت نامه امام علی (ع)، توشه آخرت، تفاوت دولت احمدی نژاد با دیگر دولت ها، جدیت، احمدی نژاد، آیت الله خامنه ای، نامجو، حسینی، نیکزاد، رحیمی، مشایی، الهام، کابینه دولت دهم، کابینه دولت احمدی نژاد، کامران دانشجو،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 25 تیر 1392
شنبه 10 فروردین 1392

 

لینک دانلود





نوع مطلب : فرهنگی، 
برچسب ها : آزادی بیان، محدودیت های آزادی بیان،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 16 اسفند 1391
چهارشنبه 16 اسفند 1391

 

از نظر حضرت آیت‌الله خامنه‌ای مبارزه‌ی ملت ایران با سیاست‌های سلطه‌طلبانه‌ی آمریكا از سابقه‌ای تاریخی برخوردار است. این مقابله از كودتای ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ آغاز شد و در ۱۶ آذر همان سال با سركوب حركت ضدآمریكایی دانشجویان ادامه یافت.
متن زیر مروری است بر دیدگاه‌ها و مواضع حضرت آیت الله خامنه‌ای درباره تقابل ملت ایران و دولت آمریكا، كه پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR آن را در قالب پرسش و پاسخ‌ و به‌مناسبت روز دانشجو، تنظیم و منتشر كرده است.

 
  سؤال پاسخ
۱ آیا تقابل ملت ایران با دولت آمریكا صرفا به پس از انقلاب اسلامی برمیگردد؟
مبارزه از زمان كودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ آغاز شده
و تا كنون ادامه دارد.
 
۲ ۱۶آذر با چه ویژگی‌هایی باید شناخته شود؟
۱۶ آذر متعلق به دانشجوى ضدآمریكا و ضدسلطه است.
 
۳ مصادیق دشمنی‌ دولت آمریكا علیه ملت ما
چه بوده است؟

كمك به حركتهای تروریستی، تصرف دارائی ایران كمك  به صدام در جنگ با ایران، شلیك به هواپیمای مسافربری،  اهانت به ملت ایران، تحریم‌های همه‌جانبه.
 
۴ علت اصلی دشمنی دولت آمریكا با ملت ایران و جمهوری اسلامی چیست؟
یك: نفی سلطه‌پذیری، وابستگی سیاسی و سكولاریزم اخلاقی؛
دو: پافشاری ما بر هویت ملی و اسلامی، دفاع از مظلومان و فتح قله‌های علمی
 
۵ علت بنیادین مقابله ما با دولت آمریكا چیست؟
طبق آیات قرآن پای‌بندی به ایمان بِالله و كفر به طاغوت واجب است و امروز طاغوت اعظم در دنیا آمریكاست.
 
۶ آیا رابطه با آمریكا خطر او را برای ما كم می‌كند؟
به دو دلیل خطر آمریكا را كم نمیكند. یك: آمریكا به عراق حمله كرد؛ در حالى كه با هم رابطه‌ى سیاسى داشتند. دو: رابطه، براى آمریكائى‌ها، همیشه وسیله‌اى براى نفوذ در قشرهاى مستعد مزدوری بوده است.
 
۷ چرا با آمریكا مذاكره نمی‌كنیم؟
مذاكره در سایه‌ى تهدید و فشار
و از موضع ابرقدرتی، مذاكره نیست.
 
۸ بعد از این مدت مبارزه كدام كشور
پیروز میدان بوده است؟

بقاء و پیشرفت انقلاب نشانه‌ی پیروزی ملت ایران است؛
ارزش‌های آمریكایی در دنیا افول كرده‌اند.
 
۹ آمریكا چه زمانی از دشمنی با ملت ایران دست خواهد برداشت؟
تا زمان تحقق اقتدار همه‌جانبه‌ی سیاسی، اقتصادی و علمی ایران این دشمنی ادامه دارد.
 
۱۰ سرانجام مبارزه‌ی تاریخی ملت ایران با دولت مستكبر آمریكا چه خواهد بود؟
سنت‌های الهی پیروزی جبهه حق را تضمین می‌كند.
 
 

 

ادامه مطلب


نوع مطلب : فرهنگی، 
برچسب ها : رابطه با آمریکا، آمریکا، ایران و آمریکا، مذاکره با آمریکا، مذاکره، سئوال،
لینک های مرتبط : منبع،
چهارشنبه 9 اسفند 1391

آیه الله مصباح یزدی : در طول تاریخ اسلام و تشیع شخصیت‌های بزرگی چون خواجه نصیر‌الدین طوسی را داشته‌ایم که از لحاظ شخصیت و قدرت سیاسی و استفاده از فرهنگ دینی کم‌نظیر بود و در مقابل مغول‌ها، به‌عنوان وزیر کشور اسلامی، کشوری شیعی ساخت که نه تنها اسلام را بر کفر مغول‌ها پیروز کرد بلکه تشیع را در کشور رواج داد و موجب شد تا دولت بنی‌عباس بعد از پانصد سال حکومت، سقوط کند.

                                            



ادامه مطلب


نوع مطلب : خبر، فرهنگی، 
برچسب ها : کوثر ولایت، آیه الله مصباح، شکر نعمت، نعمت ولایت،
لینک های مرتبط : فارس،
یکشنبه 6 اسفند 1391
     آیا عاشقی حرام است؟
ادامه در ادامه مطلب


ادامه مطلب


نوع مطلب : فرهنگی، 
برچسب ها : ♥آیا عاشقی حرام است؟♥، عشق سوم یا عشق مجازی؟، انسان فطرتاً عاشق است:، عشق عاشق انعکاس عشق معشوق است، عشق یا هوس؟!!!!،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 2 اسفند 1391

این سؤالات و شبهات بیشتر به خاطر اطلاعات غلط رایج شده از حقایق هستی و نیز مخلوط کردن مباحث متفاوت ایجاد می‌شود. برای روشن شدن موضوع باید به چندین نکته توجه نمود. از جمله:

الف – سؤال، مشورت و نظرخواهی برای کسی است که به آن نیاز دارد و خدواند علیم، حیکم، هستی و کمال محض و غنی است. لذا نیازی به نظرخواهی و مشورت یا کسب اجازه ندارد. پس در مورد خلقت خود از کسی نظرخواهی نکرده و با کسی مشورت ننموده و نمی‌نماید.

ب – بسیاری گمان می‌کنند که هبوط حضرت آدم و حوا (ع) به زمین به خاطر گناهشان بوده است. لذا از یک سو این هبوط را نوعی عذاب قلمداد می‌کنند و از سوی دیگر معترض می‌گردند که ما چرا باید به خاطر گناه آنها از بهشت رانده شده و در زمین زندگی کنیم؟! در حالی که اصلاً چنین نیست. بلکه خداوند قبلاً از خلقت حضرت آدم (ع) به ملائکه فرمود که می‌خواهم در زمین «خلیفه» قرار دهم و همین امر موجب سؤال آنها شد که چرا یک آدم خلق شده از خاک را خلیفه می‌کنی؟! ما را خیلفه قرار بده که فاثد نیازهای مادی و تبعات آن هستیم و تو را تسبیح می‌کنیم:

«وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلیفَةً قالُوا أَ تَجْعَلُ فیها مَنْ یُفْسِدُ فیها وَ یَسْفِكُ الدِّماءَ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَ نُقَدِّسُ لَكَ قالَ إِنِّی أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ» (البقره، 30)

ترجمه: و چون پروردگارت بفرشتگان گفت: من می‌خواهم در زمین جانشینى بیافرینم گفتند: در آنجا مخلوقى پدید مى‏آورى كه تباهى كنند و خون‌ها بریزند؟ با اینكه ما تو را به پاكى مى‏ستائیم و تقدیس مى‏گوییم؟ گفت من چیزها میدانم كه شما نمیدانید.

ج – آن بهشتی که حضرت آدم (ع) با همسرش حوا (ع) در آن زندگی می‌کردند، آن بهشت اخروی نبوده است. چرا که نه به آن شیطان راه دارد و نه از آن کسی اخراج می‌گردد. مضاف بر این که آن بهشت در قیامت برپا می‌شود. بلکه آنها در «جنت» زندگی می‌کردند که ممکن است در همین زمین بوده باشد و یا در نهایت جنت برزخی. جنت یعنی جای سر سبز و خوش.

د – مسلماً خداوند علیم و حکیم و رئوف و رحیم، کسی را به خاطر خوردن گندم یا سیب یا هر چیز دیگری از بهشت بیرون نمی‌کند. بلکه آن چه از آن منع شدند، توجه به نفس بوده که موجب بیرون ریختن طمع، آز، حرص و بالتبع اختلاف، نزاع، چشم و هم چشمی، حسادت، بخل و ... می‌گردد. لذا می‌فرماید چون از آن خوردند، عورت‌شان (یعنی عیب‌هایشان) به آنها نمودار شد (فعال شد):

«فَأَكَلا مِنْها فَبَدَتْ لَهُما سَوْآتُهُما وَ طَفِقا یَخْصِفانِ عَلَیْهِما مِنْ وَرَقِ الْجَنَّةِ وَ عَصى‏ آدَمُ رَبَّهُ فَغَوى»‏ (طه، 121)

ترجمه: سر انجام هر دو از آن درخت خوردند و عورتهایشان به ایشان نمودار شد و بنا كردند از برگهاى بهشت به خودشان بچسبانند، آدم نافرمانى پروردگار خویش كرد و از راه برفت.

ھ – در عین حال هیچ یک از ما [فرزندان آدم و حوا –ع] تقاص گناه آنان را نمی‌دهیم. هر انسانی به صورت مستقل برای «خلیفة‌اللهی» آفریده شده است. چنان چه فرمود:

«أَمَّنْ یُجیبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ یَكْشِفُ السُّوءَ وَ یَجْعَلُكُمْ خُلَفاءَ الْأَرْضِ أَ إِلهٌ مَعَ اللَّهِ قَلیلاً ما تَذَكَّرُونَ» (النمل، 62)

ترجمه: یا (کیست) آن كه درمانده، وقتى كه او را بخواند اجابتش كند و محنت از او بر دارد و شما را جانشینان این سر زمین كند، چگونه با این خدا خدایى هست؟ چه كم است اندرز گیرى شما.

خداوند انسان را در بهترین شرایط و اندازه‌ها آفرید و برای رسیدن او به کمال و مقام جانشینی به غیر از هدایت تکوینی، انبیا، رسل، وحی و اهل بیت (ع) را برای هدایت تشریعی نازل نمود و دستور داد که انسان فقط او را بندگی کند و بندگی شیطان را ننماید، تا به این مقام برسد.

خداوند متعال در قرآن کریم به تمامی فرزندان حضرات آدم و حوا (ع) می‌فرماید: کاری نکنید که مثل پدر و مادرتان، از بهشت اخراج شوید. یعنی ما نیز ابتدا در بهشت زمینی قرار داریم و اگر در بندگی خدا و اطاعت از قوانین و بایدها و نبایدهای او ثابت قدم باشیم، زندگی ما در دنیا «بهشت» است و پس از مرگ نیز به «بهشت جاوید» منتقل می‌گردیم. منتهی انسان نیز مانند آدم و حوا (ع) فریب می‌خورد و از این بهشت به جهنم دنیا منتقل می‌گردد و اگر مانند آنها توبه نکند، به جهنم اخروی نیز منتقل خواهد شد:

«یا بَنی‏ آدَمَ لا یَفْتِنَنَّكُمُ الشَّیْطانُ كَما أَخْرَجَ أَبَوَیْكُمْ مِنَ الْجَنَّةِ یَنْزِعُ عَنْهُما لِباسَهُما لِیُرِیَهُما سَوْآتِهِما إِنَّهُ یَراكُمْ هُوَ وَ قَبیلُهُ مِنْ حَیْثُ لا تَرَوْنَهُمْ إِنَّا جَعَلْنَا الشَّیاطینَ أَوْلِیاءَ لِلَّذینَ لا یُؤْمِنُونَ» (الأعراف، 27)

ترجمه: اى فرزندان آدم! شیطان شما را نفریبد چنان كه پدر و مادر شما را از بهشت بیرون كرد، لباس ایشان را از تن‏شان مى‏كند تا عورت‏هاشان را به ایشان بنمایاند، شیطان و دسته وى شما را از آنجایى مى‏بینند كه شما نمى‏بینید، ما شیطانها را سرپرست كسانى قرار دادیم كه ایمان نمى‏آورند.

این آیه‌ی کریمه دال بر آن است که همگان مانند آدم و حوا (ع) ابتدا در بهشت زمینی هستند و عیب‌هایشان نمودار نیست. ملبس به لباس تقوای فطری هستند. این لباس نورانی که بر تن آدم و حوا (ع) بود، لباس تقوا بود. آن که کنار رود، عیب‌ها و نقص‌ها نمودار و فعال می‌شوند و انسان مجبور می‌گردد که با لباس دنیا (تمثیل به برگ درخت) خود را بپوشاند. یعنی به جای خوبی‌ها، با بدی‌ها و سختی‌های دنیا درگیر شود تا بتواند نفس حیوانیش را کنترل کند و عیب‌هایش را بپوشاند:

«یا بَنی‏ آدَمَ قَدْ أَنْزَلْنا عَلَیْكُمْ لِباساً یُواری سَوْآتِكُمْ وَ ریشاً وَ لِباسُ التَّقْوى‏ ذلِكَ خَیْرٌ ذلِكَ مِنْ آیاتِ اللَّهِ لَعَلَّهُمْ یَذَّكَّرُونَ» (الأعراف، 26)

ترجمه: اى فرزندان آدم! ما بر شما لباسى فرو فرستادیم كه عورت‏هاى شما را مى‏پوشاند و نیز پوششى زیبا نازل كردیم، و لباس تقوا بهتر است كه آن از آیات خدا است، شاید ایشان متذكر شوند.

 





نوع مطلب : فرهنگی، 
برچسب ها : چرا ما باید تقاص گناه حضرت آدم و حوا (ع) را بدهیم؟ مگر نفرمود کسی را به خاطر جرم دیگری مجازات نمی‌کنم،
لینک های مرتبط :

[http://www.aparat.com/v/xFwdJ]

 

این هشت دقیقه نقد فیلم پاسخ این سئوالم بود که چرا باید به این فیلم اسکار بدن ؟ تا قبل این فکر می کردم که فیلم  جدایی نادر از سیمین یه بخاطر سیاه نمایی از جامعه ایرانی ، اسکار گرفته . اما ماجرای اسکار گرفتن این فیلم ، با این نقد معلوم می شود.





نوع مطلب : فرهنگی، 
برچسب ها : نقد فیلم جدایی نادر از سیمین، نقد فیلم، اسکار اصغر فرهادی، اسکار، جدایی نادر از سیمین، اصغر فرهادی، چرا جدایی نادر از سیمین اسکار گرفت،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 19 بهمن 1391

همه ی ما شاهد حرف هایی از قبیل این که  اسلام به زور وارد ایران شده است ؛ بوده ایم که می گویند اصلا ایرانی ها از اسلام خوششان نمی آمدو عرب ها به زور اسلام را به خورد ما داده اند و ما دین زرتشتی ویکتا پرستی داشتیم. ما جوابمان به این حرف ها این است که اصلادرباره ی بروز شدن  دین های الهی هیچ بحثی نداریم اما این حرف که مسلمانان به زور دینشان  را به خورد ما داده اند بسیار حرف بی منطقی است .تاریخ  به ما می گوید که پادشاهی آن دوران محبوبیتی در بین مردم نداشته است وبه خاطر همین بوده که مردم ،حکو مت را یاری نرسانده اند اما این را هم می گوید که اسلام برای مردم ناشناخته نبوده است ومحبوبیتی  زیادبین مردم به دست آورده است(به دلیل شباهت های بسیار ومکمل بودن با دین شریف زرتشتی)وگرنه هم ابزار جنگی ،هم تعداد بیشتر مردم ایران و...،صددرصد ، ایران پیروز جنگ با مسلمانان می شد والبته ما اقرار می کنیم که اسلام ، در بدو ورود با تحریفاتی وارد ایران شد که با انتخاب مذهب تشیع و دسترسی به احادیث ائمه علیهم السلام ایرانی ها به اسلام ناب محمدی دست یافتند و دیگر اثری از انحراف اسلام در ایران باقی نماند .  

تبعیت از ائمه علیهم السلام مایه ی دسترسی کامل ما به دین بوده است اگر انحرافی از دین در جامعه ی ما دیده می شود بعلت عدم پیروی از احکام اسلام است یعنی هر عقب ماندگی ای در جامعه ایرانی بخاطر کوتاهی از تبعیت کردن اسلام است.

 از همه ی این ها گذشته می خواهم کتابی را به شما معرفی کنم که با مطالعه این کتاب به شما ثابت می شودکه اسلام به زور به میهنمان نیامده است واین کتاب کتابی نیست جز:


مؤ لف:
 استاد شهید مرتضی مطهری




توجه:
- بعد از دانلود کتاب را از حالت زیپ خارج کرده و مطالعه بفرمایید.
- فرمت کتاب html می باشد.

- قابلیت کپی برداری از تمامی متون کتاب.
- ترجیحا برای مطالعه کتاب از مرورگر Internet Explorer استفاده نمایید.
  





نوع مطلب : فرهنگی، 
برچسب ها : معرفی کتاب، خدمات مقابل ایران واسلام، دانلود کتاب خدمات مقابل ایران واسلام،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 18 بهمن 1391
امروزه که آب وهوای ایرا ن پرشده از انقلاب اسلامی پس ما هم خواستیم درمورد  آیه شریف قل جاءالحق وزهق الباطل مطلبی رو نوشته باشیم
اول می رویم سراغ تفسیراین آیه:
پس(وَ قُلْ جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ اللباطِلُ اِنََّ الباطِلَ کانَ زَهُوقاً)(۱)

«بگو: ‌حق آمد و باطل نابود شد. آری باطل همواره نابود شدنی است.»

تفسیر آیه:

خداوند پس از آنکه به صفات صدق و توکل اشاره نموده و آن دو را شرط ورود به عمل معرفی می‌کند؛ در این آیه به نتیجة حرکت درست اشاره کرده. و ضمن آنکه آن را حق می‌شمرد، پیروزی آن را نیزاعلام می‌دارد.

به بیان دیگر، خداوند در این آیه به یک اصل کلی و یک سنت جاویدان الهی اشاره دارد و آن پیروزی حقّ و فنا و نابودی باطل است؛ چرا که بی‌ریشه و تهی بوده و از بین رفتنی است.

تأویل آیه:

در روایتی از امام باقر«علیه السّلام» آمده است:

«عن ابی جعفر«علیه السّلام» فِی قُولِه عَزَوَجَلَّ: (وَ قُلْ جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ اللباطِلُ اِنَّ الباطِلَ کانَ زَهوقاً) قال: اِذا قامَ القائِمُ ذَهَبَتْ دَولَةُ الباطِلِ»؛(۲)

امام باقر«علیه السّلام» درباره قول خداوند و قُل جاءَ الحقُ… فرمود: هنگامی که قائم قیام کند، دولت باطل از بین می‌رود.

از آیه و روایت استفاده می‌شود که امکان ندارد «حق » و «باطل» با هم جمع گردد و هر کجا باطل باشد، آنجا حق نیست و وقتی حق آمد، دیگر جایی برای باطل نخواهد بود.

 اما من (نویسنده وبلاگ گفتمان) چند نکته ای را گفتم که بگم بهتره

چند نکته:

۱_ با ظهور و قیام حضرت مهدی«علیه السّلام» ـ باطل نابود می‌شود و حق همه جا را فرا می‌گیرد و عالم گیر می‌شود؛ چنان که پیامبر «صلّی الله علیه و آله و سلّم» فرمود:

«یَملأ الله بِهِ الارضَ عدلاً وَ قسطاً کَما مُلئت ظُلماً وَ جوراً»؛(۳)

خدا به واسطة او زمین را پر از عدل و داد می‌کند؛ همان گونه که پراز ظلم و جور شده است. برپایی و دوام باطل وقتی است که همراه با تشکیلات سازمان یافته و تحت مدیریت دولت باشد. با نابودی دولت و تشکیلات باطل، طبیعی است که همة آثار آن از میان می‌رود. با قیام حضرت، ریشة باطل( دولت و نهاد تشکیلاتی) از میان می‌رود. از این تعبیر جایگاه و اهمیت و نقش دولت روشن می‌شود.

اما آخر آیه (ان الباطل کان زهوقا) که معنی می شود :آری باطل همواره نابود شدنی است به ما می گوید اکر باطلی باشد نابود شدنی است  پس...

به امید ظهور آقا امام زمان (عج)





نوع مطلب : فرهنگی، 
برچسب ها : جاءالحق وزهق الباطل، تفسیر آیه فل جاءالحق وزهق الباطل ان الباطل کان زهوقا، نکته های آیه فل جاءالحق وزهق الباطل ان الباطل کان زهوقا،
لینک های مرتبط :
     مستند شهید مصطفی احمدی روشن رادر اینجا ببینید    

                                                                        و
مستند لبه ی روشنایی رادر اینجا ببینید    




نوع مطلب : فرهنگی، 
برچسب ها : شهید هسته ای، مصطفی احمدی روشن، مستند، لبه ی روشنایی، شهید علم وعمل، شهید جوان، مستند هایی درباره ی شهید مصطفی احمدی روشن،
لینک های مرتبط :

نمی دونم شاید من رابطه درست بین دختر و پسر  رو
درک نکرده ام و تلویزیون به درستی داره سبک زندگی رابطه بین دختر و پسر را در جامعه
ی اسلامی تبیین می کنه .


سریال هایی که در آن دختر و پسر به دور از عقده ها و با بدبستون نگاه
و احساس آدم فکر می کنه که اینها از بس که با هم خودمونین انگار که خواهر برادرن ؛
بین دختر و پسر نامحرم ! مگه می شه !! شدنیه!


(( دختر حوا ، زمانه، یلدا )) سه سریالی است که آدم رو می بره تو فکر
که آیا می شود خیلی خودمونی و راحت با نامحرم گفت و شنیدو خندید و دل داد و قلوه
گرفت ؟ شاید باید با دخترا راحت تر باشم و همون لودگی هاییو که با پسر جماعت دارم
بتونم با دخترها چه در فامیل چه در کلاسها داشته باشم ! زیاد هم نباید با شخصیت
باهاشون برخورد کرد !شاید باید خودمونی تر باشیم ! شاید باید چند صباح دیگه قبول
کنیم که دوست پسر و دوست دختر بودنی وجود نداره اینها همه اش رابطه برادر - خواهریه
که تو جامعه دیده می شه ! همه باهم خوشن ! اصلا برنامه های ماهواره هم همه اسلامیه
!


شاید این سریال ها می خواهند به جامعه بقبولانند که اگر پاک باشی و خودت
تو دلت و ذهنت فکر خطا نره مشکلی نداره که برخورد با احساسی با جنس مخالف داشته
باشی.


تا اونجا که من یادم می آد تمام دین اسلام به نفع خود انسانه ، و آدم با
عمل به دین خدا اعم از احکام شرعی و اخلاقی می تواند به رشد و کمال حقیقی خودش برسد
.و باز تا اونجایی که یادم هست شوخی بی جا با نا محرم ، کلام بی جا با نا محرم و
نگاه اضافی به نا محرم ، رابطه مخفی مثل چتیدن با نا محرم و اِن بعلاوه یکی مورد
دیگر که در سریال های صدا و سیما رعایت نمی شود ؛مورد قبول دین نیست.


و سبک زندگی ای که صدا و سیما مروج آن است جای بحث و تامل بیشتر دارد که
آیا خودمونی بودن دختر عمه و پسر دایی سبک زندگی اسلامی است یا نه . من که نمی دونم
و انشاالله آنهایی که تخصص اسلامی دارند در این مورد بحث کرده اند وخواهند کرد و در
صورت لزوم اصلاح در ساختار فیلم نامه نویسی صورت خواهد
پذیرفت.

همینک جامعه ی ما بیش از هر چیز به تدوین درست سبک زندگی اسلامی محتاج است در هر موضوعی که دقت کنیم در میابیم که فاصله زیادی در فرهنگ ما و فرهنگ اسلامی وجود دارد که اینها باید با تدوین و اجرای برنامه های درست سبک زندگی اصلاح شود . و این امر بیش از هرچیز همت بلند نخبگان حوزه و دانشگاه را می طلبد .





نوع مطلب : فرهنگی، دل نوشته، 
برچسب ها : یلدا، سریال، دختران حوا، زمانه، رسانه ملی، انتقاد، اسلام،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 28 دی 1391
هرگاه دچار وسوسه ی شیطان و نفس شدیم باید این موضوع را که بسیار مؤثر است در ترک گناه برای خود در نظر بگیریم که لذّت گناه از بین می رود اما نکبت ن در وجود انسان باقی می ماند.


ادامه مطلب


نوع مطلب : فرهنگی، 
برچسب ها : تبدیل زشتی ها به نیکی ها، یاد خداوند اهرم نیرومند، فتح باب نعمت ها، محبوب خداشدن، ترک گناه وجهاد اکبر، وسوسه شیطان، tempt of devil،
لینک های مرتبط :

برای دیدن تمام شماره های سکته اینجا کلیک کنید

 





نوع مطلب : تحلیل، فرهنگی، 
برچسب ها : سکته، کلیپ سیاسی، جدیدترین، همه ی سکته، لطفا سکته ببینید،
لینک های مرتبط :

خداوند متعال در قرآن کریم در آیات مختلف بارها از خاتم پیامبران سخن به میان می‌آورد و درباره سیره پیامبر(ص) می‌فرماید: آنچه که پیامبر(ص) برای شما آورده، بگیرید و آنچه را که از آن نهی کرده از آن خودداری کنید.

عکسهای مدینه منوره



ادامه مطلب


نوع مطلب : تحلیل، فرهنگی، 
برچسب ها : حجت، سیره، پیامبر، جدید،
لینک های مرتبط :

خدایا! اگر می‌خواهی تکه‌های بدنش را برایم بفرستی، نمی‌خواهم

شهید «حمیدرضا مهرایی» از زبان پدر و مادر شهید

کوچه شهید مهرایی

شهید مفقود «حمیدرضا مهرایی» از شهدای همین محله است؛ خانه‌ی کلنگی قدیمی خانواده‌ی شهید با خانه‌های اطراف فرق می‌کند؛ در این خانه پدر و مادری زندگی می‌کنند که سی سال است خواب راحت ندارند؛ سی سال حتی در ورودی خانه را عوض نکرده‌اند و در همان محله زندگی می‌کند تا مبادا پسرشان بیاید و خانه را پیدا نکند!

شب زمستانی که «حمیدرضا» به دنیا آمد

«لیلا بی‌طرف»، مادر حمیدرضا می‌گوید: اصالتاً برای شهر طبس هستیم؛ در 16 سالگی بعد از ازدواج با آقا طاهر به تهران آمدیم و همسرم باغبانی می‌کرد. سه پسر داشتم و پنج دختر که حمیدرضا، بچه‌ی چهارم خانواده، در 15 اسفند 43، به‌دنیا آمد. او در آزادسازی خرمشهر شهید شد و هیچ‌وقت پیکرش را برای ما نیاوردند.



برای مشاهده به ادامه مطلب مراجعه فرمایید


ادامه مطلب


نوع مطلب : تحلیل، فرهنگی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

همت مضاعف علامه حسن زاده آملی به نقل از شاگردشان استاد صمدی آملی:

باید اهل همت بود ، استاد عظیم الشأن ما ( علامه حسن زاده آملی ) می فرمود :

آن زمان كه در تهران بودم ، به دلیل مشكلاتی ماهها در انباری كوچكی از پشت بام خانه ای ، با زن و فرزندانم به اجاره نشسته بودم اما در آن مدت حتی یك ساعت از درس هیئتم را تعطیل نكردم ....

علامه حسن زاده آملی

در جای دیگر می فرمودند :

13 سال ، هر روز بعد از نماز صبح ( بین الطلوعین ) برای درس خدمت علامه شعرانی می رسیدم ، بعد از طلوع آفتاب هم كلاس دوم شروع می شد ، عده ای می رفتند و عده ای دیگر می آمدند ، اما من می نشستم و تا اذان ظهر ، حدود هفت ساعت خدمتشان بودم و كسب معارف می كردم ، اما باز دلم آرام نمی گرفت و به همراه ایشان به مسجد می رفتم و نماز می خواندم و دوباره تا دم خانه با ایشان می آمدم تا شاید بتوانم در راه هم كُد و رمزی از ایشان بگیرم.

بعد می فرمودند :

برای این كه مبادا از صبح تا ظهر ، نیازی به رفع حاجت پیدا كنم و مبادا ناچار شوم – مثلا – به آقایم بگویم : « دستشویی منزل شما كجاست؟ » در این 13 سال بطور کامل نه شب شام خوردم و نه صبح صبحانه !





نوع مطلب : فرهنگی، 
برچسب ها : علامه حسن زاده آملی،
لینک های مرتبط :
وحید یامین‌پور

  شبکه های اجتماعی زمینه بروز افکار عمومی و منبع توزیع عقایدند. همه ی ما درباره ی موضوعات چالشی و مناقشه برانگیز نظری داریم و حدس هایی می زنیم ولی آشکارا و با صدای بلند آنرا بیان نمی کنیم. غالبا مردم پیش از ابراز عقیده شان به این فکر میکنند که در اقلیت اند یا در اکثریت، با حمایت مواجه می شوند یا با شماتت. بسیاری اگر حدس بزنند در اقلیت اند سکوت می کنند و درباره ی نظراتشان با دیگران حرف نمی زنند. در نظریه های پیام ارتباطی به این اتفاق «مارپیچ سکوت» می گویند. هرقدر ما از ترس انزوا و حمله ی دیگران از ابراز نظراتمان پرهیز کنیم، این مارپیچ سکوت شدیدتر می شود یعنی صدای آنها بلندتر می شود.




ادامه مطلب


نوع مطلب : تحلیل، فرهنگی، 
برچسب ها : مارپیچ سکوت، اکثریت، جامعه ایرانی،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 18 دی 1391


( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4   

صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
Check PageRank





Powered by WebGozar

به سایت ما خوش آمدید
نام و نام خانوادگی      
آدرس ایمیل      
کلیه حقوق این وبلاگ برای گفتمان محفوظ است
روزشمار فاطمیه