تبلیغات
گفتمان - نوبت خط شکنان
گفتمان
راه است و چاه ؛ دیده ی بینای آدمی
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


دشمن ما یعنی اون دستگاه مقتدر مادی که تا قبل از انقلاب ، بر اقتصاد این کشور و سیاست این کشور و فرهنگ این کشور و منابع این کشور و تصمیمات مسئولان این کشور مسلط بوده از این وضع ناراحته ، می خواهد اینرا عوض کند . چکار کند ؟ برای او تنها راه اینست که ملت ایران و مسئولان ایران به یک محاسبه ای برسند ؛ در نهایت ، که ادامه این راه ، احساس کنندبه صرفشان نیست . می خواهد این محاسبه را بر ذهن شما تحمیل کند . می خواهد من و شما به این نتیجه برسیم که صلاح نیست در مقابل آمریکا ، در مقابل این دستگاه های سیاسی تابع کارتل های گوناگون اقتصادی ؛ در مقابل اینها ، انسان خیلی هم بایستد ، خیلی هم مقاومت کند ، از بعضی از حرفها باید دست کشید ، کما آنکه گفتند دیگر ، در یک برهه ای کسانی گفتند : آقا ول کنید قضیه ی اسرائیل را ، ول کنید قضیه فلسطین را ، ول کنید قضیه عدالت در سطح جهانی را ، حمایت از ملت های عدالت خواه را ، رها کنید این حرفها را ، چه کار دارید، به خودتان بچسبید . این همان تغییر محاسبات است ؛ دشمن اینرا می خواهد . با گفتمان آمده ایم که از محاسبات درستمان حفاظت کنیم و از تغییر نادرست محاسباتمان جلوگیری کنیم.

مدیر وبلاگ : مرتضی
اصولگرایی به یك معنا منطق و مضمون انقلاب اسلامی است اما تشكیل جریان اجتماعی- سیاسی با این عنوان، ریشه در تحولات 15 سال گذشته دارد. اصولگرایی از یك منظر، برآمده از عدم تكافوی تقسیم بندی نارسای «چپ-راست» بود؛ اینكه گرفتاری در تقسیم بندی های موهوم، ظرفیت های بزرگ انقلاب را به هدر می دهد. انگیزه دوم، تندباد اتفاقاتی بود كه پس از انتخابات سال 76 در حوزه سیاست و فرهنگ و امنیت و اقتصاد كشور پدید آمد. این تندباد گویا سر ایستادن نداشت و می خواست به نیابت از جبهه دشمن، اصول و ریشه های انقلاب را بخشكاند. به همین دلیل تكوین جریان اجتماعی- سیاسی با تابلوی اصولگرایی، واكنش به شعار اصلاح طلبی نبود بلكه به منزله دفاع از ارزشها و مقاومت در برابر هجوم مغول وار جریان اباحه مسلك بود.


اصولگرایی به یك معنا منطق و مضمون انقلاب اسلامی است اما تشكیل جریان اجتماعی- سیاسی با این عنوان، ریشه در تحولات 15 سال گذشته دارد. اصولگرایی از یك منظر، برآمده از عدم تكافوی تقسیم بندی نارسای «چپ-راست» بود؛ اینكه گرفتاری در تقسیم بندی های موهوم، ظرفیت های بزرگ انقلاب را به هدر می دهد. انگیزه دوم، تندباد اتفاقاتی بود كه پس از انتخابات سال 76 در حوزه سیاست و فرهنگ و امنیت و اقتصاد كشور پدید آمد. این تندباد گویا سر ایستادن نداشت و می خواست به نیابت از جبهه دشمن، اصول و ریشه های انقلاب را بخشكاند. به همین دلیل تكوین جریان اجتماعی- سیاسی با تابلوی اصولگرایی، واكنش به شعار اصلاح طلبی نبود بلكه به منزله دفاع از ارزشها و مقاومت در برابر هجوم مغول وار جریان اباحه مسلك بود.
اصولگرایی با این مضمون ریشه در باورها و آرمان ها و مطلوب های مردم داشت و به تدریج در همان فضای اختناق آمیز سیطره جریان ساختارشكن و اصول ستیز برای خود جا باز كرد. دقیقا 10 سال پیش بود كه اجتماع اصولگرایان ذیل تابلوی آبادگران ایران اسلامی، اولین پیروزی را در انتخابات شورای شهر دوم و سپس -در سال 82- پیروزی در انتخابات مجلس هفتم را رقم زد. این روند با شدت و ضعف ها و نوساناتی تا نهمین دوره انتخابات مجلس (اسفند 90) تداوم پیدا كرده، هرچند كه به تدریج در طیف های مختلف آن، شاهد انشعاب هایی نظیر انشعاب حلقه آقای احمدی نژاد، انشعاب طیف نزدیك به آقای لاریجانی تحت عنوان فراكسیون اكثریت مجلس نهم، انشعاب جبهه پایداری از جبهه متحد و نظایر آن بوده ایم. از تجربه ائتلاف آبادگران تا تشكیل گروه 6+5 و شورای هماهنگی نیروهای انقلاب و كاربست فرمول 7+8 (جبهه متحد اصولگرایان) در انتخابات مجلس نهم 10سال فاصله است و طبعا ضرورت دارد صرف نظر از علایق حلقه های نامزد محورگرا، در مجموعه این تجربه 10ساله بازاندیشی صورت گیرد.
اینكه زایش و رویش اصولگرایی محصول كدام ضرورت ها و اقتضائات و گذشت ها بود؟ چه توفیقات بزرگی را در متن فشارها و تهدیدها و بحران آفرینی بدخواهان، با خود به ارمغان آورد؟ كجاها و چرا لنگید؟ و تجدید قوا و سازمان آن مستلزم كدام مقدمات است؟ مرور این پرسش ها اگرچه ممكن است با انتخابات ریاست جمهوری خرداد 92 تلاقی و هم پوشانی هایی پیدا كند، اما فرا انتخاباتی و فرازمانی است. انتخابات با همه اهمیت و خطورت، ایستگاه و منزل است، نه مقصد و مطلوب. فردای اعلام نتیجه انتخابات، شروع تكالیف و مسئولیت های جدید برای اصولگرایان است همچنان كه ماه های پیش از برگزاری انتخابات. امروز كه به این پویش تاریخی 10ساله نگاه می كنیم هم نقاط قوت و عطف فراوانی را می توان رصد نمود و هم نقاط ضعف و آسیب را فهرست كرد.
اصولگرایی از احساس تعهد و مسئولیت و دردمندی و الزام فداكاری جوشید. 10 سال پیش، آنها كه ذیل این تابلو نامزد شدند و آنان كه ایثار كردند و پذیرفتند به خاطر مصلحت بزرگتر كنار بنشینند و تعویض در تیم بازیكنان انجام شود، نوعا دغدغه های الهی و ارزشمند داشتند. تلقی من باشم و تو نباشی و دعواهای كم مایه و مبتذل، مجال بروز نداشت. دشمن تاخته بود و از خیابان تا برخی كریدورهای سیاسی جولان می داد. آن روز بسیج شدن با نیت های خالص و عزم مومنانه، به كار بركت داد و ضعف ها و خلل های بی شمار را پوشاند. حرف از عمرو و زید و این رجل سیاسی و آن نامزد نبود. به یك معنا دفاع مقدس سیاسی با منطق خدمتگزاری مردم و مقابله و مبارزه با استكبار و نفاق جدید شكل گرفت و چون اخلاص هویدا بود، به دل های مردم نیز نشست. خود مردم بودند كه اصولگرایان را بركشیدند و از انزوا و عزلت، به عزت و احترام و اعتبار رساندند. البته شماری از برآمدگان، مدیون انقلاب و نظام و مردم باقی ماندند و شماری به رسم تاریخ، دچار سكر نعمت و مستی قدرت شدند، شماری آبرومند و اصولگرا باقی ماندند و كسانی آهنگ عقبگرد به سمت بیغوله ای كردند كه طیفی از مدعیان اصلاح طلبی در آن بیغوله رفته و سرمایه و اعتبار خود را تباه كرده بودند.
اگر اصولگرایی روزی به اقتضای شرایط، انتخابات محور بود، امروز باید در كنار اهمیت دادن به انتخابات و معرفی نامزد، استراتژی محور باشد تا بتواند خلأها و آسیب های گذشته را بپوشاند. طبعا معنای استراتژی محوری دعوت به انحلال انواع تشكل های متصف به عنوان اصولگرایی نیست. احزاب و گروه ها و حلقه ها، كار ویژه های مثبت و منفی خود را دارند و نوعا در انتخابات نیز فعال تر می شوند. اما در این میان نباید از سازمان دهی «جریان اجتماعی اصولگرایان» كه موتور اصلی پیشرفت ها و پیروزی های گسترده یك دهه اخیر بوده و بار سنگین مسئولیت های انقلاب بر دوش آنها قرار داشته، غافل ماند. این جریان اجتماعی چون به روح جمعی ایرانی و عواطف و عقاید و باورهای آن تعلق دارد، جریان قدرتمند و نافذ و پراثر و در عین حال كم ادعایی است.
این جریان همان بدنه اجتماعی جمهوری اسلامی است كه در نقاط عطف انقلاب و سر بزنگاه ها ضرورت ها، وسط میدان آمده و سینه سپر كرده و هزینه داده بی آنكه سفره نشینی كند و امتیاز بجوید. جریان اجتماعی همان گونه كه انقلاب و جنگ و بحران های پدید آمده توسط گروه های نفاق را مدیریت كرد، مدافع اجتماعی گفتمان سازندگی و پیشرفت و عدالت در 20 سال اخیر بود، به اقتضا از دولت سازندگی و دولت عدالت دفاع كرد و تیر تهمت ها را به خاطر اصل نظام و انقلاب به جان خرید و البته از سوی برخی متولیان امر مورد كم لطفی و اجحاف قرار گرفت. این جریان هم به خاطر دفاع از هاشمی و هم به خاطر حمایت از احمدی نژاد - در مقاطع متفاوت- فحش خورده و پای تكلیف نوشته است. و همین جریان، به هنگام ضرورت، به مطالبه آرمان ها و اصول از دولت ها و سیاستمداران پرداخته و مغضوب واقع شده است؛ چون اصولگراست و اصولگرایی هزینه دارد.
امروز برای اصولگرایی چه باید كرد؟ آیا ساز و كار صرف تعیین نامزد -ها- و پرتاب آنان به سكوی قدرت و سپس كنده شدن و جا ماندن عقبه حركت نامزدها در میانه راه، تكافوی اصولگرایی را می كند؟ اصلا آیا سطح انتخابات آن هم با مختصات روز رای و انتخاب صاحب منصبان، تنها سطح مسئولیت اصولگرایان است؟با این تلقی، موضوع فرصت ها، چالش ها، اهداف و برنامه ها(استراتژی، پیشرفت و عدالت و مقاومت) چه می شود؟ فرض می گیریم اصولگرایان اختیارش را داشتند و همین الان می توانستند رئیس جمهور و دولت یا شورای شهر و مجالس آتی و رؤسای آنها را تعیین كنند. آیا مسئله حل بود و دیگر چالش و دغدغه ای باقی نمی ماند؟ پیداست كه این تلقی، تلقی بسیط و ابتدایی از مسئولیت اصولگرایی و موضوع سازمان یابی اصولگرایان است. شرایط به اقتضای سنت الهی رو به پیچیدگی می گذارد. تعبیر «پیچیدگی» نباید ما را بترساند. این پیچیدگی و بغرنجی و سختی شرایط آزمون، عین رشد و تعالی و اخلاص خوبان و تمییز حكیمانه آنان در محضر الهی است. معلوم است كه كنكور دوره دكترا به مراتب سخت تر از كنكور ورودی دانشگاه است اما انسان مشتاق مدارج بالای علمی به خاطر این سختی و پیچیدگی، شانه از آزمون خالی نمی كند هیچ، كه مشتاقانه به استقبال هم می رود.
اسوه اصولگرایی، سیره نبوی و علوی است. پیامبر اعظم(ص) و امیر مومنان(ع)، همواره و مجاهدانه به استقبال خطرهای بزرگ می رفتند. این تعبیر شریف و لطیف از علی بن ابیطالب علیه السلام است كه «وقتی آتش جنگ گداخته می شد همه ما به رسول خدا(ص) پناه می بردیم چرا كه او از همه ما به دشمن نزدیك تر بود» و در ركاب چنان مولا و مقتدایی بود كه روز جنگ احزاب به هنگام عربده كشی و هم آوردطلبی عمروبن عبدود، تنها امیر مومنان برخاست و سینه سپر كرد و به رسول خدا عرض نمود من هم آوردی او می كنم. البته به وقت سختی، اصولگرایی حكم كیمیا را پیدا می كند و نایاب می شود. در طول تاریخ كم نیستند آنها كه در برابر تهدیدها و تهمت ها و ملامت ها، كم آورده و لنگ مانده اند. اما درجازدگان و عافیت طلبان و تن آسانان كه اسوه نمی شوند. اسوه بزرگ، مقتدایی است كه جان و مال و همسر و فرزندان و آبرو را در طول 30 ساله پس از رحلت غمبار پیامبر اعظم(ص) به میانه میدان آورد تا سزاوار گفتن این كلمات بلندبالا در خطبه 37 نهج البلاغه باشد: «فقمت بالأمر حین فش لوا و تطّلعت حین تقبّعوا و نطقت حین تعتعوا و مضیت بنورالله حین وقفوا... پس برای ادای مسئولیت به پا خاستم هنگامی كه دیگران سست و ناتوان شدند. و سر بلند كردم و خود را آشكار ساختم در آن زمان كه دیگران سر در لاك فرو برده و پنهان شدند. و سخن گفتم آن هنگام كه از گفتن بازماندند. و به نور هدایت الهی رفتم زمانی كه دیگران متوقف شدند. آن هنگام صدای من از همه پایین تر بود اما در سبقت به امر خیر از همه بالاتر بودم... چون كوهی كه تندبادها آن را به حركت درنیاورد و طوفان ها ناتوان از كندن آن باشد». و این چنین، علی بن ابیطالب(ع) اسوه شد برای همه آنها كه محبّ و محبوب خدایند، با مومنان فروتن و در برابر كافران، سرسخت و نفوذناپذیرند، در راه خداوند جهاد می كنند و -بالاتر از همه- «از ملامت سرزنش كنندگان نمی هراسند» (آیه 45 سوره مائده).
درست همین روزگار پرحادثه و ابتلا- لبریز از بشارت ها و انذارهای حق- است كه باید چون كوه سینه برافراشت، به میان میدان آمد، بدون لكنت زبان از حقیقت و فضیلت دفاع كرد و البته ملامت و زخم زبان شنید. كه به تعبیر لسان الغیب حافظ «بر ما بسی كمان ملامت كشیده اند- تا كار خود ز ابروی جانان گشاده ایم». اینجا موضع خط شكنی و صف شكنی و مجال مالك اشترها و عمّارهای بصیر و صبور است به اقتدای علی. كار اصولگرایی ما به سامان و مبارك خواهد ماند اگر 1- خوبان ما مثل همیشه آبرو و اعتبار شریف خویش را در فضای ترور و تخریب شخصیت و اتهام افكنی جبهه دشمنان و منافقان، به میدان آورند. 2- مثل دهه گذشته به اعتبار تشخیص دغدغه ها و مسئولیت های بزرگ، تواضع و تنازل و تفاهم و تعاون را ضرورت بدانند. 3- حمیت یكدیگر و جبهه كلی اصولگرایی(حامل انقلاب) را بر تمایزگذاری ها و تفرقه طلبی های سست مایه رجحان بخشند و پشت هم را آنجا كه پای اصول و مصالح بزرگ انقلاب است خالی نكنند. 4- عمیق تر و فراتر از هیجان های انتخاباتی به آوردگاه میان دو جبهه حق و باطل بنگرند.
بیش از این باید در باب تجدید سازمان اصولگرایی گفت و شنید.
محمد ایمانی




نوع مطلب : تحلیل، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 3 دی 1391 04:40 ب.ظ
اولین تبادل لینک فارسی افتتاح شد!!

وبلاگ خود را معروف کنید!!

کاملا رایگان!!

افزایش انفجاری بازدید وبلاگ ها !!
یکشنبه 3 دی 1391 02:56 ب.ظ
وبلاگ خوبی داری !! مرسی از مطالب قشنگ !! به منم سر بزن !!

برای این که بازدیدت هم بیشتر بشه توی سایت های زیر لینک رو ثبت کن!!! رایگان هم هست!!

www.link118.com
www.link118.ir
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
Check PageRank





Powered by WebGozar

به سایت ما خوش آمدید
نام و نام خانوادگی      
آدرس ایمیل      
کلیه حقوق این وبلاگ برای گفتمان محفوظ است
روزشمار فاطمیه