تقوا
|
|

سرخوش زسبـوی غم پنهــانی خویشم
چون زلف تو سرگرم پریشانی خویشم
در بزم وصال تو نگـویـم زکم و بیـش
چون آینه خو کرده به حیرانی خویشم
لـب بـاز نکـردم به خروشـی و فغـانی
مـن محـرم راز دل طـوفــانـی خویشم
یک چند پشیمان شدم از رندی و مستی
عمری است پشیمان زپشیمانی خویشم
از شوق شکرخند لبـش جان نسپـردم
شرمنـده جانـان ز گران جانـی خویشم
بشکسته تر ازخویش ندیدم به همه عمر
افسرده دل از خویشم و زندانی خویشم
هر چند « امین » ، بستۀ دنیا نیـم اما
دلـبـسـتـۀ یــاران خــراسـانـی خویشم
دوران کودکی خود را به خاطر آوردم که تصاویری تبلیغاتی از ایشان(امام خمینی ره)
بهعنوان دیکتاتوری شرور نمایش داده میشد. من همچنین به یاد جوکهای بد و
آزاردهنده ای افتادم که درباره مسلمانان در دبستان کاتولیک ما پخش شده
بود.
به ادامه مطلب بروید.
ادامه مطلب
پرهام: به نظرت چرا اینجوری شد؟
فرهاد: نمی دونم به خدا، منم خیلی گیج شدم، فکر میکنم که خواب دارم می بینم.
پرهام: آخه من که هر چی خواست براش فراهم می کردم، از نظر مالی که مشکلی نداشتم، پس چرا (هق هق کردن...)
فرهاد: راستش دوست داشتم همه اینها یه خواب بود، واقعا برات ناراحتم،
پرهام:
تو بگو، آخه من که اینهمه پول دارم، ثروت دارم، تحصیلات هم دارم، از نظر
زیبایی و تیپ هم که خوب هستم چرا مژگان با من این کار رو کرد؟ چرا آبروم را
برد؟
فرهاد: حالا اتفاقی که افتاده، کاریش هم نمیشه بکنی، بیا بریم سر کلاس،
بعد از کلاس دانشگاه
پرهام: همش تقصیر من بود، حالا می فهمم که چرا مژگان به من خیانت کرد و رابطه پنهانی با اون مردیکه داشت.
فرهاد : چرا بی عفتی اون را به گردن خودت می گیری،؟ تو که همه کاری براش می کردی؟
پرهام:
آره اون بی عفتی کرد و باید هم روز قیامت جوابگو باشه ولی مگه نشنیدی حاج
آقا مرادی توی کلاس اون حدیث پیامبر (صلی الله علیه و آله) را گفت، که
فرمود: (( بهترین زنان شما آنهایی هستند که در برابر همسرانشان تبرج و خودنمایی دارند )) 1
من
به خودم و زنم خیلی خیلی بد کردم، اون اهل آرایش در خارج از منزل نبود، و
سعی می کرد لباسهایی بپوشه که بدن نما و جلب کننده نباشه،
ولی من
اینقدر بهش گفتم که تو بی کلاسی، باعث آبرو ریزی میشی، اون هم به خاطر من
بیرون از خونه آرایش می کرد، به طوری که هر کس اون را می دید چشماش از حدقه
بیرون میزد، چون خیلی زیبا بود،
همین امر هم باعث جذب دیگران به اون شد،
وای
برمن که علّتی برای هرزگی زنم شدم و وای بر اون که به دنبال این هرزگی
رفت، کاش به جای اسرار کردن بر آرایش بیرون منزل، اسرار می کردم که فقط و
فقط برای من آرایش و خودنمایی کنه...

====================
1. کافی ج 5 ص326
برگرفته شده از وبلاگ حجاب و عفاف
در سالگرد آن واقعه عظیمی که در چهاردهم خرداد ماه سال 1368 رخ داد یک بار دیگر باید به همان حقیقتی توجه یافت که این واقعه را معنا بخشیده است .
حضرت امام امت (ره) انسانی از زمره دیگر انسان ها نبود و در میان بزرگان تاریخ نیز افرادی چون او بسیار نیستند ؛ اما تاریخ، آن سان که امروزی ها نگاشته اند ، نمی تواند قدر بزرگ مردانی چون حضرت امام (ره) را دریابد .
«تاریخ تمدن» ، آن سان که غربی ها نگاشته اند ، «تاریخ غلبه انسان ها بر طبیعت است درجهت تمتعی مسرفانه.» آنان ، به مقتضای همین روح عصیانگری که در بشر امروز دمیده شده است ، انگاشته اند که پیشینیان نیز غایتی جز این نداشته اند و لذا از حقیقت وجود انسان بر کره خاک غفلت کرده اند .
حیات انسان در این سیاره کوچک که سفینه ای آسمانی بر پهنه اقیانوس بیکران فضای اثیری است ، تاریخ دیگری نیز دارد که «تاریخ باطنی» اوست ؛«تاریخ تمدن» تاریخ حیات ظاهری انسان و «تاریخ انبیا » تاریخ حیات باطنی او .
انسان ظاهری دارد و باطنی ، جسمی دارد و روحی..... و آنان که روح را انکار دارند عجب نیست اگر تاریخ زندگی بشر را منحصر به تاریخ تمدن بنگارند و تاریخ تمدن را نیز از نظرگاه «تکامل تاریخی ابزار » بنگرد ..... و به تبع آن ،امروز عنوان «بزرگان تاریخ» فقط به کسانی اطلاق شود که راه تصرف مسرفانه و بی محابای انسان را در طبیعت همواره داشته اند .
آنان انسان را معده ای بزرگ می بینند که در طول تاریخ ابزارهای مناسبی برای سیر و پرخوردن و تمتع هر چه بیشتر از لذات حیوانی یافته است. وقتی تعریف انسان این باشد، تاریخ نیز منحصر خواهد شد در تاریخ تمدن و آن هم از این نظر گاه خاص. آنچه که در این روزگار به نام «تاریخ تمدن» خوانده میشود یک صورت وهمی و بدون واقعیت است که بشر جدید آن را بر گذشته خویش نیز اطلاق بخشیده است و لذا از انبیا و اسباط ایشان در آن نشانی نیست.
«تاریخ سلاطین» نیز تاریخ قدرت طلبی ها و تعارض هایی است که بر خود بینی و خود پرستی و استکبار انسان ها بنا گشته است و این تاریخ نیز از آنجا که متعرض حیات باطنی انسان ها نمی گردد نمی تواند مو جودیت انبیا و او صیا و اسباط ایشان و معماران خانه حقیقت را معنا کند و بنابراین ، هرگز نباید توقع داشت که در تاریخ تمدن و یا تاریخ ها ی مدون رسمی شان و قدر بزرگانی چون حضرت امام (ره) که «معماران خانه حقیقت وجود بشر» بوده اند شناخته گردد.
شیخ الانبیا حضرت ابراهیم نیز معمار خانه حقیقت در کره ارض بوده است و تا دنیا ،دنیاست و انسان بر این سیاره خاکی باقی است ،این خانه حصن حصینی است که بشر را از اغوای شیاطین و هبوط به اسفل درکات بهیمیت دور می دارد ، اما کجا در تاریخ تمدن نامی و یادی از او می توان یافت؟ تاریخ حیات باطنی انسان مکه را «ام القرا» و مرکز زمین می داند. اما تاریخ تمدن اگر هم نیم نگاهی بدین واقعه عظیم از آن قبیله «جرهم» در جست جوی آب ،زمزم را یافتند و در اطراف آن سکنا گزیدند و اولین اجتماع مدنی را بنیان نهادند و.....
چرا این ظاهربینی بر بشر امروز غلبه یافته است و او را تا بدین همه به سراب اندیشی و تنگ نظر ی کشانده؟ هر چه هست انسان امروز اگر چه هنوز مبدا شمارش روزها و سالها را بر هجرت این رسول و تولد آن دیگری نهاده است ،اما دیگر قدرت انبیا را نمی شناسد و تا این جهل باقی است قدر حضرت امام را نیز نخواهد یافت ،چرا که او نیز از احیا گران حیات باطنی انسان و بنیانگذاران خانه حقیقت است و انقلاب اسلامی ام القری این عصر است.
حضرت امام (ره) اگر چه ظاهر و باطن را شکست و با انقلاب اسلامی خانه حقیقتی را بنیان نهاد که کعبه دل های ناس است ،ام القری است ،بیت عتیق است و اسوه قیام ناس که نه شرقی است و نه غربی .
و بالاخره ، اگر چه تاریخ تمدن و تاریخ سلاطین معماران خانه حقیقت و احیاگران حیات باطنی بشر را فراموش کرده اند ، اما «تاریخ حیات باطنی انسان» از ظاهر غفلت نکرده است.ظاهر جلوه باطن است و حجاب او ،و اهل نظر می دانند که اگر روزی حتی قرار شود که تاریخ حقیقی حیات ظاهری بشر را نیز بنویسند باید آن را بر اساس تحو لات باطنی انسان در طول تاریخ ، یعنی تاریخ دین و یا تاریخ انبیا معنا کنند . باید تاریخ جهان را از نو نگاشت، تا انسان بداند که حقیقتا بر او چه گذشته است.
منبع:کتاب آغازی بر یک پایان صفحه ی 13
علیرضا ضیایی
بسیاری از مشكلات نوجوانان و جوانان، به دلیل اشتباه
والدین و بزرگسالان از خصوصیات این دوره حساس از زندگی و نیز نگرانی جوانان
نسبت به آینده شغلی و اجتماعی آنهاست.
اما از سوی دیگر سخت گیری ها و
دخالت های بیش از اندازه والدین و برخی نهادهای اجتماعی در زندگی آنان است
كه به رشد طبیعی آنها خدشه وارد می كند.
این عوامل می تواند اعتماد به
نفس و حتی خلاقیت آنان را تضعیف و آنها را در مرحله وابستگی هویت نگه می
دارد، در حالی كه والدین باید با عملكردهای بجا و حساب شده، جوان را در
جریان رشد به صورت یك شخص مستقل و صاحب رای محسوب كنند.
فرآیندهای ذهنی
و روحی، نقش مهمی در تحولات زندگی ما جوانان دارد. اغلب نگرش ها، پندارها
و برداشت هایی كه درباره دیگران داریم تعیین می كنند كه چه روابطی با مردم
داشته باشیم. ارزش ها و اهداف ما، جهت زندگی مان را مشخص می كنند و دانش
ما توانمندی ها، مهارت ها و برنامه ریزی ما تعیین كننده میزان موفقیت مان
در دستیابی به اهدافمان است. انگیزه ما نیز تعیین می كند كه به چه میزانی
فعالیت كنیم.
تفاوت بین واقعیات و ایده آل های ما تعیین می كنند ما از
زندگی و از خودمان چه میزان رضایت داریم و مهم تر این كه خود پنداره ما،
مركز این فرآیندهای ذهنی است. پس اگر بیاموزیم كه خودآگاهی مان را افزایش
دهیم، گام بزرگی در جهت شكوفایی خود برداشته ایم.
بسیار مهم است كه ما
درباره خودمان چگونه فكر می كنیم. به عبارتی، باورها و نگرش ها، نظرات
اكتسابی است كه هر فرد درباره موجودیت انسانی خود دارد. عزت نفس هم به
معنای برداشت شخص درباره ارزش و اهمیت خویش است. ارزشی كه جوان برای خودش
قائل است عموما نشات گرفته از اهمیتی است كه والدین و اطرافیان به او می
دهند.
هنگامی كه رفتار با جوان حمایت كننده باشد و توانایی ها و عواطف و
احساسات و رفتار وی مثبت ارزیابی شود، او نیز خود را فردی شایسته و
ارزشمند ارزیابی می كند و این احساس ارزشمندی در برداشتی كه از خود دارد
تداوم خواهد یافت. بنابراین با توجه به تاثیر برخوردهای والدین و دیگر
افراد با جوانان در تشكیل اعتماد به نفس آنان، ضرورت دقت بیشتر در رفتار با
آنان باید مد نظر قرار گیرد.
از رفتارهایی هم كه موجب دید منفی در آنان
می شود، جدا پرهیز شود چرا كه ضررها و آسیب های جدی را برای فرد و جامعه
در پی خواهد داشت. ممكن است فردی به عللی رفتاری خاص با نوجوان در پیش گیرد
و توجیه خاصی هم برای رفتار نامطلوب خود مطرح كند. اما اغلب، این رفتار
بدون توجه به اثرات مخرب آن چه بسا سال های بعد نمودی جدی در زندگی و آینده
فرد خواهد داشت - صورت می گیرد.
پدر یا مادری كه با تصور تحریك فرزند
خود به درس خواندن و پیشرفت كردن به مقایسه های مخرب دست می زند، همه و همه
از آن گونه رفتارهایی است كه در اتخاذ نوع شخصیت جوان نقش دارد، به عبارتی
اثری قوی در تضعیف روحیه او دارد.
اثرات مخرب دید منفی نسبت به زندگی
احساس
خود كم بینی و حقارت-نداشتن هدف و خواسته در زندگی - در خود فرو رفتن و
غمگینی - احساس ناتوانی در انجام كارها، ضعف در قدرت تصمیم گیری - ترس از
ابراز وجود در جمع - كناره گرفتن از جمع و نیز بی اطمینانی به خود و همچنین
تقویت احساس - داشتن شك و ترس و تردید زیاد و كاهش تفكر و تعقل در انتخاب
ها به خصوص انتخاب دوست و همسر - وابستگی به دیگران از مهم ترین تاثیرات
نامطلوب بی توجهی به اعتماد به نفس و خودباوری در جوان است.
در واقع
جوانانی كه مرتكب جرم می شوند، خودباوری كمتری در قیاس با سایر جوانان
دارند و چه بسا اعمال مجرمانه آنان، یا برای اجتناب از احساس انكار خویش و
یا نوعی جبران ضعف است. دید قوی و مثبت و دانش بالا سپر حفاظتی مهمی برای
رفتار درست محسوب و موجب كاهش رفتارهای خلاف می شود.
اگر نیاز به احترام
و خودباوری در جوان باشد و اعتماد به نفس، ارزش و اعتبار، قدرت، موفقیت و
شایستگی و مفید بودن را تجربه خواهد كرد.
با توجه به این مسائل بسیار
مهم است كه به بازنگری در رفتار با فرزندان خود بپردازیم تا آنها بتوانند
محبت، دوست داشتن و دوست داشته شدن، امنیت و آرامش، مقبولیت، خود شكوفایی
و خود مثبت بینی و اعتماد به نفس را در آغوش خانواده و جامعه تجربه كنند.
روزنامه کیهان ، بخش خانواده ، تاریخ 91/2/21
دانشجویان عزیزی که علاقه مند به سفر به کربلای معلا را دارند می توانند جهت ثبت نام به سایت http://www.atabatnews.com/ مراجعه کرده و در قسمت ثبت نام کربلا کنار سایت روی لوگو کلیک کرده و وارد قسمت ثبت نام شوند . لازم به ذکر است که تاریخ سفر به نحوی است که نیمه شعبان شما عزیزان مشغول زیارت حرم مطهر امیرالمومنین علی (ع) خواهید بود انشالله . التماس دعا
به نام خدا من یه تحلیل ساده از اسکار گرفتن اصغر فرهادی دارم . با این پیشفرض که اسکار سینما هم مثل نوبل ادبی سیاسی باشه باید به دو پرسش در مورد اسکار جدایی نادر از سیمین پاسخ گفت : 1- این جایزه در آن برهه از زمان که چیزی تا انتخابات مجلس باقی نمانده بود چه پیامی می توانست برای مردم ایران داشته باشد ؟ 2- ما میدانیم که هر فیلمی که اسکار میگیره ، بویلد میشه و مردم علاقه مند میشوند که اگه هم قراره فیلمی ببینند فیلمی دارای این جایزه باشه . در منطقه خاور میانه که کولاک بیداری اسلامی را شاهد هستیم آیا این فیلم که روایتی به نظر هر چند درست از نقاط تاریک جامعه ما است ،آیا نمی تواند روی نگاه مردم منطقه به جمهوری اسلامی بعنوان پرچم دار این جنبش و انقلاب ها ، تاثیر گذار باشه . آیا این اسکار تبلیغی برای دیده شدن فیلم فرهادی در خاور میانه نیست تا پیام ( نظام زندگی در غرب بهتر از نظام زندگی در جمهوری اسلامی ایران است )را به مخاطب ارایه دهد .
در نظام حکومت راستین اسلامی برخورد هیئت حاکمه با افراد ملت، مشفقانه است و به مصداق توصیه امام علی (ع) که فرمود: «و لا تکن عبد غیرک و قد جعلک اللّه حرّا» در چنین نظام اجتماعی، مردم آزاد و مستقل و متکی به خود پرورده می شوند و در پناه حکومت عادلانه الهی که خدمت گزار صدیق آنهاست، با برخورداری از موهبت برادری و تساوی حقوق و پشتوانه عاطفی شعارهای اسلامی ارزنده ای نظیر: (همه مردم مانند دانه های یک شانه، از لحاظ حقوق برابر و مساوی اند) به زندگی سعادتمندانه ای که توأم با اعتماد و اطمینان به هیئت حاکمه است می رسند.
مؤید وجود این نوع رابطه، توصیه های مستمری نظیر این عبارات است که حضرت علی (ع) در نهج البلاغه به عاملان و استانداران خویش خاطرنشان فرموده است.
«به امور مردم همانند پدر و مادری که به وضع فرزندانشان رسیدگی می کنند، رسیدگی نما»
«دلت را سراپرده محبت توده مردم کن، بر آنان مهر ورز و با آنان نرم باش. مبادا که چون درنده ای شکار افکن به خونریختن آنان پردازی، چه آنان بر دو گروهند: یا در دین با تو برادرند یا در آفرینش با تو برابر، امّا از آنان لغزش سر می زند و بیماریهای روانی بر آنان عارض می گردد و خواه ناخواه به ناروا دست می زنند، پس آنسان که دوست می داری خدای بر تو ببخشاید و از گناهانت در گذرد، تو نیز بر آنان ببخشای و از خطاهاشان در گذر، چه تو زبردست و سر پرست آنانی و آن کس که ترا بر آنان فرمانروائی داده، زیر دست توست.»
«بدان که هیچ چیز، حسن ظن فرمانگزار را به توده مردم چنان بر نمی انگیزد که احسان او به آنان و سبکبار ساختن آنان».
«و نباید که مردم را اندک مایه شماری و از نظر دور داری و روی از آنان بگردانی، حال آن گروه را که دستشان به دامان تو نمی رسد و مردم از آنان روی می گردانند و تحقیرشان می کنند، بازپرس، از معتمدان خویش، مردمی خدای ترس و فروتن به جستجوی کارشان برگزین تا احوالشان را به تو باز گویند، پس- آن گاه- در باره آنان چنان کن که روزی که به دیدار پروردگار سبحان می رسی، عذر توانی داشت.
همانا که این گروه از توده مردم، به انصاف و داد نیازمندتر از دگرانند. با یتیمان و سالخوردگان که بی وسیلت معاشند و روی سؤال ندارند، مهربان باش تا در پیشگاه خدای ادای حق هر یک از آنان را عذری بجا داشته باشی» .
«با توده مردم فروتن باش و روی گشاده دار و آنان را به نرمی باز ده. در نظر کردن با مردم به گوشه چشم یا به رویاروی و در اشارات کردن و درود گفتن به آنان یکسان باش، تا توانمندان طمع نورزند که آرام آرام کفّه مهر ترا به سود خویش سنگین کنند، و تا ناتوانان از عدالت ناامید نگردند. »
در نهج البلاغه، با تأکید به نوع رابطه میان حاکم و مردم، کلمات راعی و رعیت به معنی دقیق خود به کرّات استعمال شده است، واژه راعی معنی حامی و نگهبان و کسی که مأمور اصلاح و مسئول تدبیر امور مردم است اراده شده، و به مفهوم اسلامی آن همه مردمان و اعضای جامعه را شامل می شود و بدین جهت است که خطاب به همه مسلمانان گفته و توصیه شده است: «کلّکم راع و کلّکم مسئول عن رعیّته».
به عنوان نمونه پروفسور بیژن دواز که افتخار برگزیده شدن به عنوان پژوهشگر برتر کشور را در دو دوره در کارنامه علمی خود دارد، امروزدر کلاس جبر1 دانشکده ریاضی دانشگاه یزد با واقعی خواندن رشد علمی ایران و اینکه انرژی هسته ای طبق کلام مقام معظم رهبری مایه اعتماد به نفس علمی ما شده است . خاطر نشان کردند که ما دانشجویان باید هر چه تمام تر تلاش کنیم تا علوم را فرا بگیریم و با رسیدن به مرزهای دانش شاگرد غرب نمانیم وخود تبدیل به تولید کنندگان علم در جهان باشیم .
ایشان به لزوم شرکت در انتخابات پرداختند و تأکید کردند که ما اعتقادات و باور هایی داریم که باید از آنها دفاع کنیم .
او در ادامه کشور را از آن جوانان دانست و سفارش کرد ((ما که در این مملکت زندگی می کنیم نباید فریب یک مشت عیاش خارج نشین رو که مدام بر عدم حضور در انتخابات تبلیغ می کنند رو بخوریم)). او از دانشجویانش خواست که اطرافیانشان را هم به لزوم شرکت در انتخابات آگاه کنند که انتخابات تامین کننده ی امنیت ملی ماست .
اهداف و وسیله ها نباید باهم اشتباه شوند کالاهای روزانه وسیله هستند و نباید کالاهای لوکس هدف قرار بگیرند وسیله ها باید در راه هدف استفاده شوند و هدف انسان بندگی و عمل به دستورات دین الهی است . اجازه ندهیم تبلیغات دشمنان وسایل را برای ما هدف جلوه دهند تبلیغات دشمن در شبکه های ماهواره ای برای تلقین مصرف گرایی است آنها می خواهند قناعت را که یک امر سفارش شده و همسو با انسانیت است به انزوا بکشانند و ملت مسلمان ایران را از حقیقت ایمانیشان جدا کنند. نتیجه ی مصرف گرا شدن به عنوان مثال می شود فردی که اگر غذای او از چلو مرغ تبدیل به عدس پلو شد دیگر کشور اسلامی اش را همراهی نخواهد کرد و ما اهل کوفه نیستیم علی تنها بماند گفتنش تا زمانی است که رفاه او تامین شود و هیچ یک از خواسته هایش از قلم نیفتند .